تبليغاتX
دوست من ریاضی
 
دوست من ریاضی

هم پای معلم و دانش آموز
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
تکلیف شب

چه کنیم تا دانش آموزان مان با میل و رغبت تکالیفشان را انجام دهند؟

 

یادم می آید که در سال اول تدریسم تعدادی از دانش آموزان یکی از کلاس هایم تکالیف شان را انجام نمی دادند یا فقط صورت سوال ها را بدون جواب                  می نوشتند.یکی دو بار اول مدارا کردم و با مهربانی و... گفتم که دیگه تکرار نشه و از تو انتظار نداشتم و ... ولی چند جلسه ی بعد دیدم انگار فایده ای نداشته است. خلاصه جدی تر برخورد کردم ولی باز هم تعدادی از آن ها در انجام تکالیف شان کوتاهی می کردند. دیگه از باب مشورت در آمدم و از یکی از بستگانمان که چند سالی سابقه ی تدریس داشت راهنمایی خواستم او هم راهنمایی ام کرد              و عجب راهنمایی ای ....

فردای آن روز وقتی به آن کلاس رفتم بعد از سلام و احوالپرسی ، اعلام مشاهده ی تکالیف کردم و مستقیماً به سراغ نیمکت آخر که همیشه بی تکلیف بودند رفتم. بله همونطور که انتظار داشتم دوباره تکالیفشان را انجام نداده بودند. من هم با برنامه ای از قبل تعیین شده (که توی طرح درسم پیش بینی کرده بودم ) دفتر آن دانش آموز را برداشتم و به فاصله ی سه چهار متری آن طرف کلاس پرت کردم . دفتر دو نفر بعد هم به همین ترتیب به آن سوی کلاس پرواز کردند. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان اینم اعتراف کنم که دفتر چند نفر هم بر فرق سرشان کوبیده شد و یکی دو تا هم توی صورتشان (البته کاملاً با ملایمت که کار به دادگاه و... نکشد.) خلاصه بچه ها چنان شوکه شده بودند که یه عده هم که هنوز نوبت شان نشده بود گریه را سر داده بودند.باورم نمی شد در عرض چند دقیقه چنان هیبتی یافته بودم که اگه رستم دستان هم تکالیفش را انجام نداده بود زهره ترک می شد......

خلاصه بعدها که به راه راست تدریس هدایت شدم یه جدولی طراحی کردم که اول سال همه ی بچه ها اونو توی دفترشان می کشند. و هرجلسه تکالیفی که اعلام می شه را توی جدول با ذکر تاریخ ثبت می کنند بعد از انجام تکالیف والدین و در جلسه ی بعد من، اونو امضاء می کنم و نظرم را می نویسم. میدونید چه اتفاقی افتاده؟ همه ی بچه ها تکالیف شان را مرتب و کامل می نویسند و اگه یه روز تکالیف شان را نبینم کلی اصرار می کنند که من دفتر شان را امضاء کنم.

جدول همینه:

 

    تاریخ

موضوع درس

          تکالیف

 امضاء ولی دانش آموز

      نظر دبیر

 

 

 

 

 

اگه قبول ندارید امتحان کنید فقط یادتون باشه که سعی کنید نظرات خوب بنویسید و نظرات بد را در قالب جملات مثبت یادداشت کنید ، چون در غیر این صورت کم کم مشاهده می کنید که جدول تکلیف بچه ها پاره شده یا به بهانه های مختلف گم شده است.

 



سه شنبه بیست و یکم آذر 1385-21:13 |   | عسگری | گروه  |لینک به نوشته
کاش

کاش های ریاضی

 

کاش مختصات کردارمان روی ربع اول همانطور می ماند و به سمت ربعهای دیگر نمی رفتیم.

 

کاش تابع تمامی اعمال خوبمان اکیدا صعودی باشد تا به مقصد برسیم.

 

کاش تابع گناهانمان نزولی باشد تا در یک جا بالاخره پایان پذیرد.

 

کاش لااقل تابع گناهانمان اینقدر پیوسته نباشد و حد اشتباهاتمان به بی نهایت میل نکند.

 

کاش دنیا با تمام دلخوشی هایش در نظرمان نقطه ای تو خالی باشد و بس.

 

کاش.....

 



چهارشنبه پانزدهم آذر 1385-22:15 |   | عسگری | گروه سرگرمی ریاضی |لینک به نوشته
انگیزش

 

دکتر هایم گینات مفهوم انگیزش را در قالب حکایت زیر آورده است:

" ساختمانی آتش گرفته بود و آتش نشان ها در حال امداد رسانی و مهار آتش بودند شخصی در یکی از طبقات بالای ساختمان در خواب بود و امدادرسان ها نمی دانستند چگونه او را به پایین آورده و نجاتش دهند. در همین هنگام رئیس آتش نشانی آمد و آن ها مشکل خود را به او گفتند رئیس آن ها گفت: بیدارش کنید. خودش، جانش را نجات می دهد....."

آیا لازم نیست ما هم برخی از دانش آموزانمان را از خواب بیدار کنیم؟ 



دوشنبه سیزدهم آذر 1385-20:47 |   | عسگری | گروه  |لینک به نوشته
خاطره

اون روز توی کلاس اول، برگه های امتحانی بچه ها را که تصحیح کرده بودم توزیع می کردم یکی از بچه ها که احساس می کرد نمره ی بدی گرفته با دیدن نمره ی 19 چنان خوشحال شد که.... ....... حالا بماند.......

بعد از چند دقیقه اجازه گرفت تا یک شعر که فی البداهه برای من  سروده بود را بخونه (راستی یادم نبود که بگم شاعره و گاهی از خودش شعر در وکنه) و جاتون خالی اینو خوند :

ابر تو آسمونه              خورشید خانوم می خونه

معلم عزیزم                 مانند گل می مونه

معلمم تو ماهی            مانند یک سلاحی

با جهل تو می جنگی      معلم قشنگی

ارتش ما تو هستیم        تو همچو یک نظامی

 تو خوب و مهربانی         خورشید جاودانی

  منه معلم هم که درهم و دیناری نداشتم به او تحفه بدم همراه بچه ها براش کف زدم.

ولی راستش رو بخواهید از این که موجبات خوشحالی یکی از شاگردانم را فراهم کرده بودم خیلی خوشحال شده بودم چون من همیشه داشتن یه رابطه ی عاطفی خوب را مقدمه ی یه تدریس خوب می دونم.  



سه شنبه هفتم آذر 1385-19:2 |   | عسگری | گروه  |لینک به نوشته
حل مساله

جهت تقویت مهارت به کارگیری راهبردهای حل مساله:

باسمه تعالی

 

دانش آموز گرامی مسائل زیر برای افزایش مهارت حل مسأله ی شما در اختیارتان قرار گرفته است.لذا خواهشمند است ابتدا با دقت و توجه لازم مسائل را به صورت فردی پاسخ دهید،سپس پاسخ های خود را با سایر اعضای گروهتان مورد بررسی قرار دهید.

 

1-  مسیر ریل یک قطار اسباب بازی،دایره ای شکل است 6 تیرچه ی خطوط ارتباط تلفن به فاصله های یک سان دور مسیر قرار دارند.10 ثانیه طول می کشد تا قطار از تیرچه ی اول به تیرچه ی سوم برسد.چه قدر طول می کشد تا قطار کل مسیر را دور بزند؟

 

2-  اگر 6 نفر در یک جلسه یک دیگر را ملاقات کنند و دو به دو با هم دست بدهند، عمل دست دادن چند بار تکرار می شود؟

 

3- بهمن،کمال،ابراهیم،حمید،آرش و رضا در یک مسابقه ی دو 800 متر شرکت کردند.در پایان، آرش 7 متر جلوتر از ابراهیم بود.بهمن 12 متر عقب تر از رضا بود. آرش 5 متر از حمید جلوتر بود ولی 3 متر از رضا عقب تر بود.فاصله ی کمال از نفر اول و نفر آخر به یک اندازه بود. آن ها با چه ترتیبی مسابقه را تمام کردند؟ فاصله ی بین هر دو نفر آنان چه قدر بود؟

 

4-پروانه 25 سکه 10 تومانی دارد. او می خواهد سکه هایش را در سه دسته قرار دهد به طوری که در هر دسته تعداد سکه ها فرد باشد. پروانه از چند راه می تواند این کار را انجام دهد؟

 

5- حاصل ضرب دو عدد حسابی 360 و مجموع آن ها کم تر از 100 است. همه ی حالت های ممکن برای این دو عدد را بنویسید.

 

6- اختلاف سن پدر و پسری 32 سال ونسبت سن آن ها ۵/۹(نه پنجم)  می باشد.مجموع سن آن ها چندسال است؟

 

7- فاصله ی دو اتومبیل 84 متر است. اتومبیل اول هر 1 ثانیه 8 متر و اتومبیل دوم هر 1 ثانیه 6 متر حرکت می کند. پس از چند ثانیه دو اتومبیل به هم می رسند؟

 

8- یک بیماری واگیردار در شهری شایع شده است. بر اساس آمار، این بیماری در نیم ساعت از طریق هر نفر به 4 نفر دیگر انتقال می یابد.پس از گذشت 5 ساعت، چند نفر به این بیماری مبتلا خواهند شد؟ (فقط تعداد افراد آخرین مرحله را بیان کنید).

 

9- طول قدم پدری سه چهارم متر و طول قدم پسرش دو سوم طول قدم او است. اگر هر دو با هم از یک نقطه شروع به حرکت کنند، پس از 100 قدم، فاصله ی آن ها از یکدیگر چند متر است؟

 

۱۰- زهرا برای مطالعه ی کتاب ریاضی خود، روز اول یک سوم کتاب و روز دوم  دو پنجم کتاب را مطالعه کرد، آیا او بیشتر از نصف کتاب را مطالعه کرده است؟چرا؟

 

 



سه شنبه هفتم آذر 1385-18:42 |   | عسگری | گروه  |لینک به نوشته

-- < + <-LinkTitle->
* *
امکانات

  RSS  

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
business articles
+++

 
< *page rank* PageRank Checking Icon *********